السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
15
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
مؤلّف محترم با كمك شواهد بسيار ، پردهء ابهام از چهرهء آن وقايع تاريخى فروانداخت و حقايق را با بهترين روش براى طالبين آشكار فرمود . تا آنجا كه بعضى از اين حقايق بسيار هولناك و حيرتانگيز جلوه مىكند ، زيرا با عادت يك عمر ، و ميراث اعتقاد چندين قرن مخالفت دارد ، ولى پيروى حق تا هر پايه كه دشوار آيد ، لازم و واجب است : « الحق أحق أن يتبع » براى آنكه مطالب فوق براى شما آشكار گردد ، چارهاى نيست جز آنكه اين كتاب را مطالعه كنيد ، و حوادث مورد اختلاف تاريخ را مانند لشكريان اسامه ، و وفات پيامبر اكرم ( ص ) و داستان سقيفه كه مؤلّف به ديدهء انتقاد و تحليل بدانها نگريسته ، به دقّت از نظر بگذرانيد . هنگامى كه رسول خدا ( ص ) شربت شيرين مرگ را مىنوشيد ، عدّهاى از لشكريان اسامه بر خلاف دستور به مدينه بازگشتند ، و به اميد رياست و خلافت ، از جهاد سر باز زدند . مؤلّف اين عدّه را به ما معرّفى مىكند . در آن هنگام كه حضرت رسول ( ص ) در بستر مرگ آرميده بود ، فرمان به نگارش وصيّت خود دادند . عدّهاى از عملى شدن اين فرمان جلوگيرى كردند و آن را هذيان شمردند - گويا گمان كردند پيغمبر ( ص ) نيز هذيان مىگويد ! - زيرا مىترسيدند كه حضرتش در اين وصيّت از خلافت على ( ع ) خبر دهد و در اين لحظه نيز او را وصى خود معرفى فرمايد . مؤلّف چگونگى و حقيقت اين حوادث را نيز آشكار مىسازد : مقصود عمر از انكار وفات حضرت رسول چه بود ؟ چرا افرادى را كه مىگفتند پيغمبر فوت شده ، تهديد به قتل مىكرد ؟ ! هنگامى كه امام على ( ع ) و پسر عموهاى حضرت رسول ( ص ) و عباس عموى پيغمبر با كمك گروهى از اصحاب سالخورده و پير مشغول غسل دادن بدن نازنين پيغمبر بودند ، به چه منظور عمر و ابوعبيده با عجله و شتاب تمام ، خود را به اجتماع سقيفه رسانيدند و از مردم براى ابوبكر بيعت گرفتند ؟ ! آرى اگر اندكى صبر مىكردند تا بدن رسول خدا ( ص ) در خاك بيارامد و على ( ع ) هم